مرتضى مطهري

360

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

اينكه : * ( ان هو الَّا ذكر للعالمين ) * است ، * ( و ما ارسلناك الَّا رحمة للعالمين . ) * . به نظر مىرسد نكتهء بسيار اساسى در اينجا هست . با اينكه توجه قرآن [ به ] گروهى و طبقه اى نيست ، مخاطبْ صنف ، طبقه ، نژاد ، ملت نيست ولى مىخواهد بگويد قرآن در چه گروهى اثر مىبخشد . از اين جهت گروه دارد . اما گروهش آيا طبقهء محرومان است ؟ كارگران است يا سرمايه داران است ؟ حاكمان يا محكومان ؟ هيچ كدام از اين حيث گروه قرآن نيستند . گروه قرآن ، پاكان و صالحاناند . اين نكته اصالت دعوت قرآن را از يك طرف و اصالت انسان را در جهت ما فوق منافع و نژاد و خون و وجدان طبقاتى مىرساند . در حقيقت ، قرآن به نوعى وجدان انسانى ما فوق طبقاتى و نژادى و صنفى قائل است و مخاطبش انسان است از آن نظر كه آلودگى ندارد و به صرافت و پاكى خود باقى است ، مخاطبش فطرت انسان است . قرآن با ناسيوناليسم ، با نازيسم و فاشيسم و با ماركسيسم اين تفاوت را دارد كه طرف خطاب هركدام از اينها يا نژاد است و يا طبقه يا منطقه ، بر خلاف قرآن . 2 . قرآن بر روى راهى كه بدان مىخواند تكيه دارد و در حقيقت تحدى مىكند : * ( ان هذا القر ان يهدى للتى هى اقوم . ) * . 3 . قرآن كتابى است براى تدبر و تفكر : * ( ليدبروا اياته ، ) * در عين حال كتاب تذكر و بيدارى و آگاهى است . 4 . مقصود از اينكه : * ( كتاب انزلناه اليك لتخرج الناس من الظلمات الى النور باذن ربهم الى صراط العزيز الحميد ) * . . . چيست ؟ اين ظلمت و نور از چه نوع ظلمت و نورى است ؟ منشأ اين ظلمت آيا جهل است كه علم آن را مرتفع مىسازد يا غفلت است كه تذكر آن را مرتفع مىكند يا تاريكى ناشى از گناه است كه تنبه آن را مرتفع مىسازد يا ظلم است ( در مسائل اجتماعى ) كه خود از مادهء ظلمت است ؟ پس اينكه مىگويد قرآن براى اخراج از ظلمت به نور است ، شامل همهء انواع ظلمتهاست . 5 . قرآن خود را معجزهء قاطع مىداند .